دی ٩۱
اسفند ٩٠
مهر ٩٠
بهمن ۸٩
امرداد ۸٩
مهر ۸۸
شهریور ۸۸
تیر ۸۸
اردیبهشت ۸۸
فروردین ۸۸
اسفند ۸٧
بهمن ۸٧
دی ۸٧
آذر ۸٧
دی ۸٦
آبان ۸٦
امرداد ۸٦
تیر ۸٦
خرداد ۸٦
اردیبهشت ۸٦
فروردین ۸٦
اسفند ۸٥
بهمن ۸٥
دی ۸٥
آذر ۸٥
آبان ۸٥
مهر ۸٥
شهریور ۸٥
امرداد ۸٥
تیر ۸٥
خرداد ۸٥
اردیبهشت ۸٥
فروردین ۸٥
اسفند ۸٤
بهمن ۸٤
دی ۸٤
آذر ۸٤
آبان ۸٤
مهر ۸٤
شهریور ۸٤
امرداد ۸٤
تیر ۸٤
خرداد ۸٤
اردیبهشت ۸٤
فروردین ۸٤
اسفند ۸۳
بهمن ۸۳
دی ۸۳
آذر ۸۳
آبان ۸۳
مهر ۸۳
شهریور ۸۳
امرداد ۸۳
تیر ۸۳
خرداد ۸۳
اردیبهشت ۸۳
فروردین ۸۳
اسفند ۸٢
   

Biography
Photos
Albums
Downloads
Tapesh Magazine
Javanan Magazine
Video - Media
Remix
Wallpapers
Concert Posters
Evenst
?Mansour Music Blocked

براي رهايي از فيلترينگ سايت منصور کليک کنيد

با عضويت در خبرنامه  از آخرين تغييرات و آپديت هاي وبلاگ با خبر شويد





Powered by WebGozar

 

Nasserhejazi.com :: The Official Website of Nasser Hejazi :: => Webmaster: Ramin

 

۱۳۸٤/۱/۳٠

 

۲۴ مارچ ۲۰۰۵ . دبی ، استاديوم تنيس

بانوی آواز ايران مهستی در حالی که در عين ناباوری با استقبال گرم مردم رو به رو شده بود از مردم و جمعيت که هر لحظه به تعداد اونا اضافه ميشد خداحافظی کرد و سالن رو ترک کرد. اين برای اولين بار بود که مردم نسبت به يک خواننده قديمی اينقدر محبت نشون ميدادن و با اينکه مهستی ديگه رو صحنه نبود همه هنوز داد ميزدن مهستی دوست داريم...مهستی دوست داريم.

در اون لحظه خاص مجری برنامه به روی صحنه اومد و بعد از معرفی اسپانسر های برنامه و تشکر از مهستی گفت: خب اگه گفتين الان نوبت کيه؟ در اون لحظه من ناگهان چشمم افتاد به فرخ آهی که داره رو استيج خودشو با گروه ارکستر  آماده ميکنه.گروه ارکستر سلطان موزيک ايران کسی که بدون شک ميتونيم حتی خدای موزيک نام ببريم.يک بت تمام عيار برای نسلی که تنها او را فرياد ميزند .بی اخيار فرياد زدم منصور ..منصور و در يک چشم به هم زدن در حالی که خودم هم باورم نميشد همه با من همصدا شدن منصور .. منصور.....ديگه کسی حاضر نبود حتی يه ثانيه به مجری برنامه فرزاد محبی گوش بده و همه فقط يکصدا ميگفتن منصور ...منصور .......هجوم مردم که به نزذيک استيج سرازير شد ديگه حتی نميتونی دستتو تکون بدی..همه آماده انفجار هستن.انفجاری که هر ساله در دبی نزديک ترين جا به ايران اتفاق ميفته...انفجار نسل ما نسل منصور ........وای خدای من منصور روی استيج همه با هم:O O E O  O O E O  O O E O...وقتی نيستی دنيا برام زندونه...قلب عاشق بی تو شده ديوونه......الان نزديک به سه سال هستش که منصور کنسرت رو با اين آهنگ شروع ميکنه.

از همون لحظه اول با تموم شدن اولين اهنگ همه شروع ميکنن به گفتن فراری فراری...مردمی که تا همين دو ماه پيش از اول کنسرت يکصدا ميگفتن ديوونه ديوونه ...حالا همه يک صدا فرار کنن. و منصور با ارامش و لبخند هميشگی ميگه : چشم همه رو براتون ميخونم...اما اين شادی و لحظه پر انرژی برای منصور زياد دووم نداشت.از همون اول منصور متوجه ازدحام بيش از حد جمعيت شده بود براش خيلی عجيب بود که اين همه ادم چطور تو اين سالن جا شدن . وقتی که به رديف جلو نگاه ميکنه ناگهان متوجه دختری ميشه که از فشار جمعيت حال خوبی نداره. از اون لحظه بود که سلطان ما زياذ حال و روز خوشی پيدا نکرد.منصور در اون شب منصور سه بار برنامه رو قطع کرد و از مردم خواست که يکی دو قدم همه به عقب برن که حال اون دختر و خيلی های ديگه که اون جلو داشتن له ميشدن بهتر بشه. در يک لحظه منصور متوجه ميشه که اون دختر داره غش ميکنه برای بار چهارم برنامه فطع ميشه.منصور داد ميزنه خواهشا برين عقب مردم که گوش نميدن پس يکی حداقل به اين دختر کمک کنه.منصور به Security: Hey Guys, that girl isn'n fleeng that good, please take her to this side or take her to the hospital...''اما انگار Security هم مثل مردم مست تماشای منصور شدن. منصور که ديگه طاقتش تموم ميشه ميکروفون رو پرت ميکنه پايين و میپره و با کمک security با دستهای خودش دخترک رو ميکشه بيرون و اين همون لحظه ای بود که ديگه اون دختر تو دستهای منصور از حال رفت و بی هوش شد.

منصور به روی استيج بر ميگرده اصلا حال خوشی نداره. ديدن اون دختر و بی هوش شدنش براش دردناکه. شايد خودشو مقصر ميدونه ولی: منصور عزيز شما هيچ دقت کردی که ۴۰ دقيقه برنامه ت گذشته. مردم دارن فرياد ميزنن فراری...فراری ... و تو هنوز هيچ کدوم از آهنگهای جديدتو نخوندی؟

اه...ه خدای من .بالاخره منصور يه اهنگ از جديد خوند. آزادی... در اين لحظه دو تا دنسر ميان پشت منصور. منصور به شدت عصبانی ميشه اخه آزادی چه ربطی به رقص داره؟ ...اهنگ رو قطع ميکنه يه چيزی در گوش يکی از دنسرها ميگه و اونا ميرن.... ازادی به هر نحوی بود تموم ميشه حالا نوبت اهنگ جديد بعديست.آرزومه.... وحالا اون موقعی هستش که دنسرها بايد بيان واينقدر اين کنسرت کارش منظمه که اخر اهنگ ميرسن. حالا ديگه تقريبا يک ساعت و خورده ای گذشته و مردم همچنان در حسرت شنيدن فراری از منصور هستن ولی منصور يه دفعه داد ميزنه ديوونه ديوونه .. ديوونه شو ديوونه......همه ذوباره مثل هميشه ديوونه ميشن.منصور اين اهنگ و ميخونه و سالن رو ترک ميکنه وهمه مات و مبهوت به هم نگاه ميکنن.يکی از من میپرسه پس فراری چی شد؟ دوباره داد ميزنن فراری فراری شايد منصور برگرده ولی نه اون شب واسه منصور تموم شده فراری بی فراری .............صبر کن بينم امشب منصور فقط دو تا اهنگ جديد خوند. پس بقيه ش چی؟ ميخوامت؟ دروغگو ؟ مرا ببوس ؟ اصلا چرا فراری رو نخوند؟

بله و اين ماجرا پايانی نذاره الان مدتهاست که کنسرت های ايرانی با بی نظمی تمام برگزار ميشه و تموم ميشه و تازه برگزار کنندگان اين کنسرتها با به به و چه چه تو شبکه های تلويزيونيشون از کارشون تعريف ميکنن که کنسرتی که ما مسئولش بوديم به بهترين نحو اجرا شد و همين ادمهای پول پرست که چيزی به جز پول نميبینن از بتهای ما از کسانی که مال مردم هستن سو استفاده ميکنن تا جيبهای خودشون پر بشه... اقايون محترم مثل شما نميدونين هر سالنی يه گنجايشی داره. چرا بايذ به خودتون اجازه که تا اخرين لحظه بليط فروشی منين...چرا بايد خودتون که اين همه ادمو به زور تو يه فضا هر چقدر هم بزرگ جا بدين؟ و ايا اگه اون دختر زير دست و پا له ميشد جواب مردم رو شما ميدادين يا منصور که اون شب براش شايد بدترين خاطره زندگيش شد.

وحالا تو منصور. ای صدای نسلی که تنها تو رو ميخواهد شايد فکر کنی اين لقب برات کم باشه ولی نه باور کن نسل تو فقط تو رو ميخواهد نه هيچ کس ديگه... ولی فکر ميکنی چند در صد از نسل تو اون شب حاضر بودن؟ بزرگترين  طرفداران تو در ايران تمام بچه هايی که برات زحمت ميکشن بدون هيچ چشمداشتی... فقط به عشق تو و صدای تو هنوز در حسرت ديدار تو هستند. همه منتظرن منتظر يه نفر مثل خودشون.از جنس خودشون.منصور به خدا وقتش رسيده که کارتو از ديگران جدا کنی.وای اگه فقط يک ذره به عشقی که در دل ماست پی ميبردی محال بود که ديگه حاضر بشی تو يه همچين کنسرتهايی برنامه داشته باشی...منصور به خداما ديگه طاقت نداريم تو کنسرت ها ۱۰۰ تا اسم جورواجور ديگه رو بشنويم و تا به اسم تو برسيم. منصور اگه فقط يکبار خودت باشی نسل تو باورت ميشه که بزرگترين سالنهای کنسرت های دنيا هم برات کوچيکه... اونوقت اگه زير دست و پا له بشيم هم غمی نيست. فقط بخاطر تو برای عشقت جون ميديم معنی ديوونگی رو به ادما نشون ميديم... نشون ميديم که کمترين جا برای تو استاديوم صدهزار نفری آزادی هستش نه استاديوم تنيس دبی.

به اميد روزی که تو را در وطن ببينيم و تنها تو باشی نسلی که تنها تو را ميخواهد

                                                                                  Kianoush  Webmaster Only4mansour.com

 

رامین - ۱٢:۱۸ ‎ق.ظ

Copyright 2004 - 2006 Mansour Blue Weblog All Right Reserved  - Design and Edite Template by Ramin Yassin